نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل
نویسندگان
1 گروه برنامه ریزی درسی ،دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشجوی رشته آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان پردیس امام خمینی (ره)، واحد گرگان، گلستان، ایران
چکیده
پیشینه و اهداف: در بافتهای چندزبانه، ناهماهنگی میان زبان مادری دانشآموزان و زبان رسمی آموزش، میتواند از همان سالهای نخست تحصیل به شکلگیری نابرابریهای آموزشی منجر شود. در این میان، تجربه و تفسیر معلمان از این وضعیت، نقشی تعیینکننده در کیفیت یاددهی-یادگیری دارد. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته معلمان ابتدایی از آموزش به دانشآموزان دوزبانه است.
روش ها: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۱۲ معلم ابتدایی استان گلستان با حداقل سه سال سابقه تدریس در مناطق دارای تنوع زبانی بودند که بهصورت هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شد.
یافته ها: مصاحبهها بهصورت کلمه به کلمه کدگذاری شده و مضامین اصلی و فرعی استخراج شد. در نهایت، تحلیل دادهها منجر به استخراج شبکهای از 7 مضمون اصلی و 24 مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی شامل زیست زبانی میان دو جهان، سرمایه های پنهان دوزبانگی، چندگانگی ابزاری برای توانمندسازی ارتباطی، پداگوژی انعطاف پذیر در بافت دوزبانه، پیوند های تربیتی در شبکه اجتماعی یادگیری، آموزش در مرز نابرابری، باز آفرینی اجتماع یادگیرنده در بستر چند فرهنگی می باشد.
نتیجه گیری: در پایان بر اساس نتایج و یافتههای بهدستآمده، رهنمودهایی جهت آموزش موثر دانش آموزان دوزبانه ارائه شده است.
کلیدواژهها
موضوعات