پیشینه و اهداف: با وجود جابهجاییهای شغلی گسترده و بهکارگیری معلمان در استانهای غیرمحل سکونت، تجربه غربت و فاصله از خانواده در میان معلمان مجرد غیربومی کمتر مورد بررسی معناشناختی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین فرایند غربتزدگی معلمان مجرد و غیربومی در مدارس ابتدایی استانهای تهران و البرز انجام شد تا خلأ موجود در ادبیات علمی ایران پر شود. روش: این مطالعه با رویکرد نظریه دادهبنیاد گلیزری انجام شد. دادهها در سال تحصیلی ۱۴۰۴5-۱۴۰4 از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ معلم خبره جمعآوری شد و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند تا فرایند غربتزدگی بهصورت نظاممند تبیین شود. مفهومها و مؤلفههای الگوی غربتزدگی معلمان دوره ابتدایی (227کد مفهومی، 12 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی) از مصاحبهها مشخص شد. یافتهها: یافتهها نشان داد که الگوی غربتزدگی معلمان دوره ابتدایی شامل 6 مؤلفه چالشها و استرسهای روزمره (تعارضات ارتباطی، مدیریت خواستهها)؛ نوسانات هیجانی (دانشهای هیجانی، بازسازی شناختی)؛ بازآرایی هویتی در محیطهای ناآشنا (توسعه و تعالی فردی، تکامل و دگرگونی درونی)؛ مواجهه با موقعیتهای چالشبرانگیز (حس بیثباتی و ناامنی محیطی، احساس گرفتارشدگی روانی)؛ فقدان حمایتهای عاطفی و پیوندهای اجتماعی (پیوندهای عاطفی با خانواده و زادبوم، نیازهای روان عاطفی)؛ منابع حمایتی برای مقابله با غربت (دسترسی به منابع و خدمات حمایتی، خودتنظیمی و تاب-آوری) بوده است. نتیجهگیری: نتایج پژوهش ضمن پر کردن خلأ نظری موجود، میتواند راهنمای سیاستگذاران و نهادهای آموزشی برای طراحی برنامههای حمایتی، کاهش فرسودگی زودرس و ارتقای کیفیت آموزش در محیطهای شهری و مهاجرپذیر باشد.